جوابيه به كساني كه معلول حالند وكارهاي خود را به ديگران نسبت مي دهند آقا يان كه اين مطلب را به آقاي اجاق نسبت داده ايد    مي گويند روزي حكيمي با ملانصرالدين قراري داشت تا با هم به
مناظره بنشينند هنگاميكه حكيم به خانه ملا رسيد او را در خانه نيافت و
بسيار خشمگين شد. تكه گچي برداشت و بر در خانة ملا نوشت : « نادان
ابله » . ملانصرالدين به خانه آمد و اين نوشته را ديد و با شتاب به منزل حكيم
رفت و به او گفت: «قرارمان را فراموش كرده بودم مرا ببخشيد تا به منزل آمدم
و اسم شما را بر در منزل مشاهده كردم، به ياد
قرارمان افتادم »واقعا"ابله ونادان هستيد شما دوره قبل از تجري حمايت كردي وقربان صدقه مي رفتي وبراي خانمشم ظروف والبسه مي شستيد وجرائم وتخلفات شمارا مي بخشيد وخواستي پسر عمويت رئيس داد گستري بشود(ك) وبراي تو خواهر زاده ات را رئيس كرد وپيمان بازارچه را خواستي تا زراندوزي كني(ح)وشما جلسه برايش گذاشتي وگفتي اصولگراست و اورا تائيد كردن چه شد كه انحرافي شد (ع-ك) اي نمك نشناسها تنها كسي كه ثابت قدم ماند اجاق بود كه دين داشت شما ها مي خواهي ننگ خود را به پاي ايشان بگذاريد زهي خيال باطل اي ابله هان ونادانان  كور دل. اجاق اطلاعيه داد حتي دوستان ونزديكانش را اذاد گذشته تا به هر كانديدايي كه نظر شان باشد راي بدهند واز هيچ شخصي حمايت نكرد